آقا امام رضا (ع) دعوتمون کرد! اردوی مشهد ۱۴۰۵ ویژهی نوجوونها؛ کادر پسران حاج قاسم توی جلسهی هفتگیاش برای بهترین و خاطرهانگیزترین لحظههاش برنامهریزی کرده بود.
بعد از کلی سختی اتوبوس رسیدیم حسینیه، غذا خوردیم و با اینکه خسته بودیم، شوق بچهها نذاشت صبر کنیم و رفتیم حرم؛ خیلیها بار اولشون بود. سر مزار شهید رئیسی رفتیم و زیارتهامون توی صحن گوهرشاد به اوج رسید — جایی که بیشترین وقتهامون رو گذروندیم. چایخونهی حرم هم که پای ثابت بود؛ بچهها هر صبح یه رکورد جدید میزدن و آخرش با خادمها رفیق شدن و عکس یادگاری گرفتن!
توی حسینیه هم بیکار نبودیم: بازی «زو» و مافیا با ماسکهای مشکی. یه روز رفتیم پینتبال و یه روز موجهای آبی، سر بازار هم سوغاتی خریدیم. شب آخر یه سر رفتیم کافه، و بعد به اصرار بچهها یه مجلس کوچیک و خصوصی گوشهی حرم گرفتیم برای آخرین درددلها — با اینکه آقای دانشجو توی مراسم وداعیه هم برامون خونده بود.
توی راه برگشت هم دست و شعر و بستنی چوبی — رسم کاروان! سفر تموم شد ولی رفاقتهاش موند. ماجرای پسران حاج قاسم ادامه داره…
از کانال ایتای پسران حاج قاسم — ۳۵ پست، ۵ شهریور ۱۴۰۵ تا ۱۸ شهریور ۱۴۰۵.